خاطرات ما۱۳ مرداد

نامه‌ها

کلمات دست‌نویس، برای روزهایی که دوباره می‌خواهیم بخوانیم.

برای تو، شب سالگرد

سلام عشقم. اگر این را داری می‌خوانی، یعنی یک سالگرد دیگر هم رسیده‌ایم و من هنوز همین‌جام، روبه‌رورت، با همان حرف‌هایی که گاهی توی روزمرگی گیر می‌کند توی گلوم و بیرون نمی‌آید. اول از همه معذرت می‌خوام. معذرت بابت همه‌ی دفعاتی که تنهایت گذاشتم. معذرت که روز عقد به‌موقع نرسیدم. معذرت که بعد از عروسی رفتم سربازی و تو آن ۴۵ روز را تنها تحمل کردی. معذرت بابت سختی‌هایی که من باعثشان شدم، و تو بی‌صدا به جان خریدی. و بعد… ممنونم. ممنونم که آن راه سخت و طولانی را با من آمدی جلو. ممنونم برای فرصت دوباره. ممنونم برای خواستگاری و نامزدی و فرمالیته و عروسی. ممنونم برای پله‌های بدون آسانسور بعد از سزارین، برای شب‌های بی‌خوابی دندان‌درآوردن دلانا، برای هر خستگی‌ای که برای راحتی‌اش کشیدی. من همه‌شان را یادم هست. هیچ‌کدام را فراموش نمی‌کنم. با تو خیلی خوشحالم. با خنده‌ات، با عصبانیت‌های کوچکت، با موتورسواری‌هایمان، با سفر شیراز، با شمال، با شام‌های سه‌نفره‌مان. با این خانه‌ای که با هم ساختیم و با این زندگی‌ای که گاهی سخت است، ولی مال خودمان است. دوستت دارم. عاشقتم. و اگر یک‌بار دیگر همه‌چیز از اول شروع شود، باز هم تو را انتخاب می‌کنم، همین‌طور که هستی، همین‌طور که با من مانده‌ای. شب سالگردت مبارک، عشق زندگی‌ام. خیلی خوشبختم که مال توام.

همسرت

برای عشق زندگی‌ام

اگر این را می‌خوانی، یک سال دیگر هم یکدیگر را انتخاب کرده‌ایم. همین، تمام شعر است.

ما